تبلیغات
پدیده2000 - جك بامزه
پدیده2000

20-تركه از صدای جیرجیرك خوابش نمیبرده، میاد جیرجیركه رو روغنكاریش میكنه!!

21-یارو زن اینكارهه میره دكتر زیبایی، میگه: آقای دكتر، بیزحمت دور نافم یكم مو بكارید!! دكتره كف میكنه، میگه: خانم همه میان اینجا موهای اضافة بدن رو بسوزونن، شما اومدین دور نافتون مو بكارید؟! زنه میگه: والله اقای دكتر دیدیم كار و كاسبی خوبه، گفتیم یك شعبه هم بالاتر بزنیم!!!
 
22-به رشتیه میگن اعضای خانوادتو نام ببر، میگه: صاایران، امرسان، موبایل، آمریكا!! میگن: مرتیكه این كس‌شعرا چیه میگی؟! رشتیه میگه: آخه شما نمیدونی؛ صاایران دختر كوچیكمه، هر روز بهتر از دیروز! امرسان دختر بزرگمه، زیبا جادار مطمئن! موبایل خانمه، كه هیچ وقت در دسترس نیست! آمریكا هم خودمم، كه هیچ غلطی نمیتونم بكنم!!!


20-تركه از صدای جیرجیرك خوابش نمیبرده، میاد جیرجیركه رو روغنكاریش میكنه!!

21-یارو زن اینكارهه میره دكتر زیبایی، میگه: آقای دكتر، بیزحمت دور نافم یكم مو بكارید!! دكتره كف میكنه، میگه: خانم همه میان اینجا موهای اضافة بدن رو بسوزونن، شما اومدین دور نافتون مو بكارید؟! زنه میگه: والله اقای دكتر دیدیم كار و كاسبی خوبه، گفتیم یك شعبه هم بالاتر بزنیم!!!
 
22-به رشتیه میگن اعضای خانوادتو نام ببر، میگه: صاایران، امرسان، موبایل، آمریكا!! میگن: مرتیكه این كس‌شعرا چیه میگی؟! رشتیه میگه: آخه شما نمیدونی؛ صاایران دختر كوچیكمه، هر روز بهتر از دیروز! امرسان دختر بزرگمه، زیبا جادار مطمئن! موبایل خانمه، كه هیچ وقت در دسترس نیست! آمریكا هم خودمم، كه هیچ غلطی نمیتونم بكنم!!!

23-دو تا تركه میرن سوراخ لایة اوزن رو بدوزن، خودشون میمونن اونور!!!
 
24-قزوینیه یه بچه خوشگل بلند كرده بوده، پای معامله كه میرسن قزوینه میگه: ببین بالام جان، اگه بزاری توش بزارم 50 تومن بت میدم اگر هم بزاری لاش بزارم 100 تومن بت میدم. بچهه هم پیش خودش میگه: عجب نرخ خوبیه! بزار یه لاپا بهش بدیم 100 تومن كاسب بشیم. خلاصه تا وارد عمل میشن قزوینیه امونش نمیده و تا دسته میكنه تو ماتحت بچه مردم! پسره هم بدبخت با هزار مكافات خودشو میكشه بالا میگه: خواركسده مگه قرار نبود لا پام بذاری؟! پس چرا كردی توش؟! قزوینیه میگه: بالام جان به جون تو دست كردم تو جیبم دیدم 50 تومن بیشتر ندارم!!!
 
25-تركه تو یك شب برف و بورانی داشته از سر زمین برمیگشته خونه، یهو میبینه یكجا كوه ریزش كرده، یك قطار هم داره ازون دور میاد! خلاصه جنگی لباساشو درمیاره و آتیش میزنه، میره اون جلو وامیسته. رانندة قطاره هم كه آتیشو میبینه میزنه رو ترمز و قطار وا میسته. همچین كه قطار واستاد، تركه یك نارنجك درمیاره، میندازه زیر قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار میشن! خلاصه تركه رو میگیرن میبیرن بازجویی، اونجا بازجوه بهش میتوپه كه: مرتیكة خر! نه به اون لباس آتیش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! تركه میزنه زیر گریه، میگه: جناب سروان به خدا من از بچگی این دهقان فداكار و حسین فهمیده رو قاطی میكردم!!!
 
26-تركه لب دریا نشسته بوده یه دفعه یه زن خوشگل شنا كنان میاد پیشش وبهش چشمك میزنه. تركه میگه: جل الخالق! ما اسب‌ماهی دیده بودیم، سگ‌ماهی دیده بودیم، فیل‌ماهی‌دیده بودیم، اما دیگه جنده‌ماهی ندیده بودیم!!!
 
27-تركه بچش بعد از عید فطر به دنیا میاد، اسمشو میگذاره: پسفطرت!

28-از تركه میرسن: اسمت چیه؟ میگه: حمزه، ولی توخونه شیش كوچولو صدام میكنن!!
 
29-ملكة انگلیس داشته از یه بیمارستان بازدید میكرده، وارد یك اتاق میشن، میبینن مریضه داره رو تخت جلق میزنه! ملكه جا میخوره از رئیس بیمارستان میپرسه : اوه! آقا خواهش میكنم بفرمایید این چه وضعیتی است؟ رئیس بیمارستان جواب میده: چیزه! بله! ببخشید! یادم اومد. این مریض میزان ترشح اسپرمش خیلی زیاده، اگر روزی یه بار تخلیه نكنه حالش وخیم میشه! ملكه میگه : عجب! حالا فهمیدم! خلاصه ازونجا رد میشن، تو بخش بعدی وارد یك اتاق میشن، میبینن یك پرستاره داره برای یه مریض ساك میزنه! ایندفعه قبل ازین كه ملكه سئوال كنه، دكتره میگه : این مریض هم همون مشكل رو داره، ولی این بخش خدمات بهتری ارائه میده!!!

30-رشتیه نصفه شب میخواسته بره بشاشه، به زنش میگه: خانم جان، یك دقیقه این جای منو نگردار، من الان میام!!!
 
31-تركه سوار هواپیما میشه، میشینه كنار دست یك پیرمرده. خلاصه سر صحبت باز میشه و این دوتا نسبتاٌ با هم رفیق میشن. وسطای راه، یك مهمون دار میاد از پیرمرده میپرسه، پدر شما شكلات میل دارید؟ پیرمرده میگه: نه خیلی ممنون، من بواسیر دارم. مهمون داره از تركه میپرسه: شما چی؟ تركه میاد تریپ رفاقت بگذاره، میگه: نه مرسی. این رفیقمون بواسیر داره، باهم میخوریم!!!

32-زنه میره پرنده فروشی، میگه: من یك طوطی باهوش میخوام. یارو میبردش جلوی یك قفس، میگه: خانم این باهوش ترین طوطیه كه من تاحالا دیدیم. زنه به طوطیه میگه: سلام طوطی. طوطیه میگه: سلام خانم! زنه میگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با یه آقایی بیام خونه، تو چی میگی؟! طوطیه میگه: میگم سلام جنده خانم!! زنه بهش بر میخوره و میگه: واه! چه طوطیه بی ادبی! من اینو نمیخوام! یارو فروشندهه میگه: خانم شما اصلاً ناراحت نباشین. من دو هفته باهاش كار میكنم، اخلاقش درست میشه. خلاصه زنه دو هفته بعد میاد، به طوطیه میگه: سلام طوطی. طوطیه میگه: سلام خانم . زنه میگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با یه آقایی بیام خونه تو چی میگی؟! میگه: میگم سلا م خانم. خوش اومدین آقا! زنه میگه: اگه با دو تا آقا بیام چی؟! طوطیه میگه:‌سلام خانم،‌خوش آمدین آقایون! زنه میگه: اگه با سه تا آقا بیام چی؟! باز طوطی همونو میگه. خلاصه همینجور تعداد آقایون زیاد میشه تا میرسن به شیش تا آقا. یهو طوطیه شاكی میشه، میگه: ببین محمود آقا! نگفتم خانم جندست!!!
 
33-از عربه نوار مغزی میگیرند، میبینند بیست دقیقه اولش خالیه!!!
 
34-تهرونیه با زنش دعواش میشه، خلاصه بعد از یك ساعت داد و بیداد و دعوا و مرافعه و اجرای مراسم سنتی چینی سر هم خورد كردن، یهو زنه میگه: اصلاً من میرم رشت و شروع میكنه جمع كردن اسباباش! مرده كف میكنه. میگه: خوب حالا چرا رشت؟! زنه میگه: آخه شنیدم اونجا واسه چیزی كه من یك عمر به تو مجانی دادم، بهم شبی بیست هزار تومن میدن! مرده هم تا اینو میشنوه، جنگی شروع میكنه چمدونشو میبنده و میگه منم میام!!
 زنه میگه: تو نكبت دیگه واسه چی میخوای بیای؟! مرده میگه: میخوام ببینم تو با سالی چهل هزار تومن چطور میخوای زندگی كنی؟!!


35-تركه میره واسه تلفن همراه ثبت نام میكنه، بهش میگن: تا سه ماه دیگه بهت تحویل میدیم. تركه هم رو كمربندش مینویسه: به زودی دراین مكان یك موبایل نصب خواهد شد!!!

36-میدونی فرق كیر خر با اتوبوس دو طبقه چیه؟! ...نه؟! پس بپا اشتباه سوار نشی!!!
 
37-میدونی رشتیا به بچة اولشون چی میگن؟ مرحمتی دوستان! - به بچة دوم چطور - دوستان مارو شرمنده كردن!
به بچه سوم : دوستان دیگه شورشو درآوردن!!!
 
38-تركه صبح از در خونه میاد بیرون، میبینه سر كوچه یك پوست موز افتاده، با خودش میگه: ای داد بیداد، باز امروز قراره یك زمینی بخوریم!!!
 
39-دوتا جنینه تو شیكم مامانشون بساط عرق خوری راه انداخته بودن و داشتن پُكر بازی می كردن كه یهو یكیشون جنگی سیگارشو خاموش میكنه، میگه: جمعش كن، جمعش كن، بابا اومد!!!
 
40-استرالیا یك قورباغه هست، كه اگه بتونی ازش یك سوال بپرسی كه بگه نه، واسه هر یك نه پنج سانت كیرت كوتاه میشه. خلاصه یارو با هزار بدبختی و مصیبت خودشو میرسونه به قورباغهه، ازش میپرسه: خاله قورباغه، زن من میشی؟! قورباغهه میگه: نه و یهو كیر طرف پنج سانت كوچیك میشه. یارو یك نگاه میكنه، میبینه هنوز خیلی بلنده، باز میرسه: خاله قورباغه زن من میشی؟ باز قورباغهه میگه: نه و كیر طرف پنج سانت دیگه كوچیك میشه. یارو یك نگاه میكنه، میبینه تقریباٌ خوبه، ولی یك پنج سانت دیگه جا داره كوتاه شه. دوباره میپرسه: خاله قورباغه، زن من میشی؟ قورباغهه حوصلش سر میره، میگه: گفتم كه، نه نه نه نه نه!!!

41-تركه زن میگیره، شب اول تو حجله تا میان مشغول شن یهو عروس سكته میكنه میمیره! تركه خیلی ناراحت میشه، میگه: بابا اینكه نشد، اینهمه خرج كردیم و حالا یك دور هم نكنیم خیلی ستمه! میكنیم، به ملت میگیم بعد از كار مرد! خلاصه مشغول میشه، همچین كه نوك كار فرو میره یهو زنه شكه میشه و بلند میشه میشینه. تركه میزنه تو سرش شروع میكنه بلند بلند گریه كردن! عروسه میگه: بابا من زنده شدم، باید خوشحال باشی، چرا گریه میكنی؟ تركه وسط همون گریه زاریش، میگه: بابام! عروسه میگه: بابات چی؟ باز تركه میكوبه تو سرش، میگه: بــــابـــام! عروسه میگه: خوب بابات چی؟! تركه میگه: اگه میدونستم نمیگذاشتم بمیره!!!
 
42-شباهت برنامه كودك با پستون خانم ها: ...هردو مال بچه هاست، ولی اكثراٌ بزرگترها استفاده میكنند!!!
 
43-رشتیه داشته با پسرش از یك دهی رد میشده، پسرش ازش میپرسه: باباجون، چرا این آقاهه داره پستونای این گاوه رو میماله؟! رشتیه میگه: واسه اینكه این آقا میخواد این گاوو بخره، میخواد مطمئن شه كه مریض نیست. پسره یهو هول میكنه، میگه: اِاِاِِِ...بابایی... یعنی اكبرآقا هم میخواد مامانو بخره؟!!!

44-رشتیه صبح از خواب پا میشه میبینه چهارتا آجر گذاشتن زیرش، زنشو بردن!!!
 
45-به تركه میگن: میدونی امام حسین كجا دفن شده؟ میگه: نه. میگن: كربلا. میگه: ای خوشا به سعادتش!!!
 
46-تركه میره زیر ماشین، رفقاش با دمپایی میزنن درش میارن!!!

47-قزوینیه میاد تهران بواسیرشو عمل میكنه، بعد میره شركت بیمه كه پولشو بگیره، اونجا بهش میگن چون شما تو قزوین بیمه هستید، باید برید همونجا پولتون رو بگیرید. خلاصه قزوینیه هم برمیگرده قزوین، میره شركت بیمه میگه: بالام جان من تهران عمل جراحی داشتم، گفتن بیام اینجا پولمو بگیرم. مسوول اونجا ازش میپرسه: شما كجاتون رو عمل كردین؟ قزوینیه میگه: بواسیرم رو. یارو میگه: اِهكی! بالام جان بیمه كه پول عمل زیبایی رو نمیده!!!
 
48-پسر دهاتیه داشته از صحرا برمی‌گشته خونه، میبینه یه دختری مثل پنجة آفتاب داره تو رودخونه خودشو می‌‌شوره. پسره وامیسته یه تریپ نگاه می‌كنه بعد یهو پا میگذاره به فرار، حالا ندو كی بدو. خلاصه میدوه تا می‌رسه به دهشون، رفیقش ازش می‌پرسه : حسنی چته؟ چرا فرار میكنی؟ حسنی ماجرای دختره رو تعریف می‌كنه و میگه: ننم گفته بود اگه به زن نامحرم نگاه كنم خدا منو سنگ می‌كنه،‌منم احساس كردم از یه جاییم دارم سنگ می‌شم!!


نوشته شده در جمعه بیست و هفتم شهریورماه سال 1388 ساعت 12:52 توسط سارا نظرات | |


: